احمد على خان وزيرى
23
جغرافياى بلوچستان ( فارسى )
چهار من ، يك من . از گوسفند [ 79 ] روغن و كشك مىگيرند . و شغل مردم آنجا فلاحى و جولاهى و صيد آهو و شكار كوه است . سعيد خان زياد تعدّى و ظلم به سكنه آنجا مىنمايد . از بعضى مردم آنجا شنيدم كه پسران و دختران ما را به بلوچيّه توكى و ناروى به قيمت نازل مىفروشد . وجه تسميهء سرحدّ اين است ، چون آخر خاك سيستان است . اوّل حدّ بلوچستان است . لهذا موسوم به سرحدّ شده است . ولى خود مصنّف از مدد خان سبب تسميهء سرحدّ را سؤال كردم ، [ 80 ] گفت : هواى بلوچستان گرم است و اين سرحدّ هوايش سرد . در عرف كرمان سرحدّ را به جاى بردسير گويند ، مثل اينكه قشلاق را گرمسير و ييلاق را سرحدّ گويند ، با اين همه اين ناحيه را سرحدّ نامند . ليكن وجه اوّل اقر است . ايرندگان « 1 » از سرحدّ پانزده فرسخ مىآيد به ايرندگان . ايرندگان هوايش گرم ، آبش قنات ، محصولش گندم ، جو ، باقلا ، پنبه و نخيلات دارد . سالى صد هزار من محصول مزروعى و پنجاه هزار من خرما [ 81 ] عمل مىآيد . عدد نفوساش دو هزار نفر ، مذاهب آنها تسنن . بيشتر حيوان باركش آنها شتر است . ماليات آنها از خرما و مزروعات ده من ، سه من است . از آنجا هفت فرسخ مىآيد بمپور ، كه دار الملك بلوچستان تابع كرمان است و تفصيل آنجا در طول بلوچستان عرض شده حاجت به تكرار نيست . از بمپور هشت فرسخ مىرود ، مىرسد به كوهى كه اوّل آن بشاگرد و آخر او سبّ است [ 82 ] و موسوم به كوه اهوران و اين كوه ما بين ولايات بمپور و مكران است . اگرچه به حسب وضع واضع بمپور و ساير محال بلوچستان هم مكران است .
--> ( 1 ) . ايرندگان : بر وزن زيبندگان .